سلام.
این بار فقط می خوام از " سیب جان سلام " بگم.
این تنها شعریِ که از میان هزاران شعر کودک تونسته منو راضی کنه. شعری که در اون از سرزنشها و توصیه ها و.......... خبری نیست و تنها و تنها خواننده رو با یک دنیای دوست داشتنی و دلسوزانه آشنا می کنه. شاید باور نکنیداگر بگم من این شعر رو چقدر قبول دارم و از اینجا به آقای ناصر کشاورز به خاطر این شعر ِ سراسر زیبائی تبریک می گم.
نگاهی به شعر " سیب جان سلام" نوشته آقای ناصر کشاورز
نقد از "آقای میثم متاجی"
نگارنده موفق ترین شعر کتاب را همین شعر می داند
تعادل در ارائه عینیت به همراه ذهنیت از نکات برجسته این کار است. ذهنیت در این اثر مانند برخی دیگر از اشعار این کتاب مثل ذره بین نیست. در ذره بین ِ خیال شاعرانه همه چیز را به دنبال خود می کشاند. اما در اسین شعر ذهنیت و خیال متناسب و قدم به قدم به همراه سیب و کاربرد عینی آن به ژیش می رود. لازم به ذکر است که این شعر از چاشنی خیال بهره می برد .نوعی اعتراض از نگاه یک کودک نیز در این شعر وجود دارد.دنیای تعریف شده در این اثر کودک را تشویق می کند به کشف چیز های بسیار و به نوعی آشنائی زدائی را در درون خود دارد.
" سیب جان سلام "
توی این دلم
چند تا غم است
فکر می کنم
سیب آدم است
فکر های من
نیستند عجیب
غصه می خورم
من برای سیب
سیب را همه
پوست می کنند
نصف می کنند
گاز می زنند
زود می شود
سیبشان تمام
یک نفر نگفت
سیب جان سلام